تبليغاتX
ستاره شرق
ستاره شرق
دل نوشته ها 
قالب وبلاگ

موقع خوردن نودل باید سر و صدا راه بیندازید مگر اینکه بخواهید به عنوان یک آدم عجیب و غریب به نظر آیید! گذشته از این مودبانه تر خواهد بود که کاسه های کوچک برنج یا سوپ را بالا بگیرید

 

55d0ae4bba57a4be6e0f127b0d839534 ۵ عادت عجیب غذاخوری در جهان

 

وقتی صحبت از عادت های غذا خورن به میان می‌آید، قوانین زیادی دیده می‌شود که به شدت در میان مردم پیروی می‌شوند. در تمام کشورها عادت های خاصی وجود دارد اما ما ۵ مورد عجیب آنها را معرفی می‌کنیم.

تانزانیا
در تانزانیا رسیدن سر موقع شام کاری بی ادبانه است. اگر سر ساعت ۱۵٫۳۰ برسید خیلی عالی خواهد شد. اگر روی فرش یا حصیر نشسته باشید مودبانه نیست که کف پایتان در معرض دید باشد. مسن ترین فرد در جمع باید اول از همه پذیرایی شود و میزبان آخرین نفر غذا می‌خورد. علاوه بر اینها در تانزانیا بو کردن غذا عملی زشت و گستاخانه است.

چین
در چین لازم است طریقه درست نگه داشتن چوب های غذاخوری را بدانید. علاوه براین اگر نخواهید از این چوب ها استفاده کنید باید آنها را خیلی دقیق روی میز یکی نزدیک به دیگری قرار دهید. درغیر این صورت این کار سمبل این است که شما به طرز نامناسبی در تابوتتان قرار خواهید گرفت! همچنین هرگز نباید چوب غذاخوری را به طور مستقیم به سمت یکی از میهمانان بگیرید وگرنه او این کار را یک توهین بسیار بزرگ تلقی خواهد کرد.

روسیه
همه می‌دانند که مردم روسیه به خاطر مهمان نوازی افراطی شان مشهورند. وقتی به روسیه رفتید همیشه مقداری غذا را در بشقابتان باقی بگذارید تا به میزبان نشان دهید غذا به مقدار کافی برای خوردن بوده است! علاوه بر این هیچ وقت پیشنهاد ودکا و سایر مشروبات الکلی را نباید رد کرد چون این را گستاخانه و بی ادبی می‌دانند. و تا زمانیکه از شما نخواسته اند میز غذاخوری را ترک نکنید. یکی دیگر از گناهان بزرگ در روسیه بی اعتنایی کردن یا پرت کردن نان می‌باشد.

افغانستان
در افعانستان جایگاه مهمان باید درمکانی دور از در باشد. اول از مهمانان پذیرایی می‌شود و آنها مجبورند که زیاد بخورند درحالیکه میزبان آخرین نفر و مقدار کمی ‌غذا می‌خورد. یک میزبان خوب موظف است باید حداقل  سه بار به مهمان تعارف کند تا بداند چیز دیگری می‌خواهد و مهمان نیز باید حداقل سه بار این تعارف را رد کند. اگر کسی نان را روی زمین بیندازد حتما باید آن را برداشته بوسیده و سپس به کناری بگذارد. از نظر سنتی نان باید با دست خورده شود و تنها از دست راست نیز استفاده می‌شود.

ژاپن
اگر در ژاپن به مهمانی شام دعوت شده اید، قبل از آغاز به غذا خوردن باید صبر کنید تا میزبان سه بار از شما بخواهد سر میز بروید. موقع خوردن نودل باید سر و صدا راه بیندازید مگر اینکه بخواهید به عنوان یک آدم عجیب و غریب به نظر آیید! گذشته از این مودبانه تر خواهد بود که کاسه های کوچک برنج یا سوپ را بالا بگیرید. ژاپنی ها می‌گویند که داخل کشیدن هوا هنگام خوردن نودل ذائقه شان را بهتر می‌کند. یادتان باشد در رستوران های ژاپن هم کسی نمی‌تواند سنت انعام دادن را از قلم بیندازد.


برچسب‌ها: غذا, ملل, نحوه غذاخوردن
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 7:45 ] [ mohammadrezal ]
2457925328200121173392002312511711772152511701 مهریه های عجیب و غریب در ایران

طبق آمارهای موجود، زندانیان دیه هر سال ۳ هزار و ۳۲۷ تخت را در زندان‌های کشور اشغال می کند؛ به عبارت دیگر، وضعیت ۳ هزار و ۳۲۷ زن همراه با خانواده شان معلق می ماند و ۳ هزار و ۳۲۷ نیروی کار از چرخه اقتصادی دور می شوند.

به گزارش مهر این آمارهای عجیب و غریب نتیجه مهریه هایی هستند که رقم شان از تعداد زندانیان کشور هم عجیب تر است. بررسی هایی که مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه دو سال پیش انجام داد، نشان می داد میانگین مهریه زنان ایرانی در حال حاضر بین ۲۶۰ تا ۳۵۰ سکه طلا است. یعنی حداقل ۱۵۰ سکه بیشتر از آنچه به عنوان عرف در قانون تعریف شده است. در این بین مهریه های عجیبی هم هستند که اگر آنها را هم در نمونه های آماری دخیل کنیم، رقمی بسیار بالاتر از این ها به دست بیاید. مثل مهریه عجیب دختری که دو سال قبل برای گرفتن آن راهی دادگاه شد و از قاضی خواست همه ۲۴ کیلو شمش طلا، ۱۳۶۴ سکه تمام بهار آزادی، یک میلیارد تومان پول نقد و ۱۳۶۴ شاخه رز سیاه مهریه اش را یکجا دریافت کند!

عجیب ترین مهریه های ایران

بال مگس، دست چپ داماد، ۱۹۷۸ توپ ورزشی، ۱۰ راس آهوی وحشی، چشم های داماد، ۲هزار قطعه شکلات… تعجب نکنید، این ها همه مهریه هایی هستند که در سال های گذشته در دادگاه خانواده به اجرا گذاشته شده اند.

مثلا در سال ۸۶، پرونده طلاقی در شعبه ۲۶۴ دادگاه خانواده به جریان افتاد که مهریه آن یک کیلو بال مگس بود. یکی دو سال بعد، پرونده مشابهی در شعبه ۲۶۸ پیگیری شد که مهریه آن تندیسی ۱۱۰ کیلوگرمی از گل یاس بود! سفر به ۱۲۰ پایتخت جهان و ویلای دوهزار متری مشرف به یک گندم زار و ۲۴ کیلو شمش طلا هم مهریه های دیگری بودند که هر کدام در سال های گذشته خبرساز شدند؛ مهریه هایی که قول و قرارشان در روزگار عاشقی گذاشته شد اما بعدها بهانه ای شد برای لجبازی های دردسرساز یک زندگی مشترک!

قدیمی ترین مهریه ها

با وجود این مهریه های سنگین و عجیب، کتاب های تاریخی پر از شواهدی است که نشان می دهند مهریه های بزرگان، مهربانانه ترین مهریه های تاریخ بوده اند!

قدیمی ترین مهریه تاریخ، مهریه حضرت حوا است که از امام صادق (ع) در مستدرک الوسایل درباره آن این طور نقل شده است: «خداوند مهریه حضرت حوا همسر حضرت آدم را سه بار صلوات بر محمد و آل محمد قرار داد.»

مهریه دختر حضرت شعیب (ع) همسر حضرت موسی (ع) هم ۸ تا ۱۰ سال کار کردن حضرت موسی(ع) برای حضرت شعیب بوده است.

اما در منابع و کتاب های دینی هم می توانید مهریه حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را ببینید که مشابه هم بوده اند.سید جعفر شهیدی هم در کتاب زندگانی حضرت فاطمه (س) می نویسد: «مهریه حضرت زهرا (س) چهار صد درهم یا اندکی بیش تر یا کم تر بود که با این پول پیراهنی به بهای هفت درهم و چارقدی به بهای چهار درهم و دستمال و قطیفه مشکی بافت خیبر و دو عدد تشک و چهار عدد بالش و پرده ای از پشم و یک تخته بوریا و یک آسیاب دستی و لگنی از مس و مشکی از چرم و یک ظرف چوبی و کاسه ای برای دوشیدن شیر و یک آفتابه و یک خمره و چند عدد کوزه خریدند. وقتی این ها را نزد پیامبر آوردند، فرمود:خدا به اهل بیت برکت دهد.»

علامه مجلسی هم در بحارالانوار به نقل از امام باقر(ع) آورده است:«مهریه زهرا (س) چهار نهر فرات و نیل و نهروان و نهربلخ است، ولی در روی زمین پانصد درهم قرار داده شد، تا برای دیگران اسوه و ملاک باشد.»

پیامبر اکرم(ص) هم مهریه هر یک از زنانش را چهارصد درهم قرار داده بود و از این جهت فرقی بین عایشه، حفصه، ام سلمه، سوده، میمونه، زینب دختر جحش و زینب دختر خزیمه نگذاشت.

مهریه ای که بوی پول نمی داد

چند سال قبل، علیرضا افتخاری در گفتگویی که با یکی از مجله ها داشت، اعلام کرد که از دامادهایش خواسته به جای مهریه دخترانش، قرآن مجید و دیوان حافظ را حفظ کنند. مهریه ای که آن زمان سر و صدای زیادی به پا کرد و خیلی ها در مقام تحسین از افتخاری، او را به عنوان یک الگوی اخلاقی معرفی کردند. اما اگر نگاهی به تاریخ معاصر کشور بیندازید، نمونه های مشابه این مهریه ها را می بنیید که خیلی از آنها در سند ازدواج زنان و مردان معروف و تاثیرگذار کشور ثبت شده اند. مهریه هایی که بوی پول نمی دهند و به معنای واقعی، نشان مهر و علاقه مرد و زن هستند.
شاید جالب ترین این مهریه ها، متعلق به همسر لبنانی شهید چمران باشد که یک جلد قرآن کریم و یک لیره لبنانی تعیین شده بود اما غاده چمران، از همسرش خواست یک بند دیگر به این مهریه اضافه کند: «تعهد از داماد تا عروس را در راه تکامل و اهل بیت و اسلام هدایت کند.»

همسر شهید همت هم یکی دیگر از زنانی بود که از همسرش مهریه نخواست. او ماجرای ازدواج بدون مهریه اش این طور روایت می کند: «به حاجی گفتم خانواده‌ من تیپ خاص خودشون رو دارند. چندان مذهبی نیستند و از سپاهی‌ها هم خوششون نمی‌آد. احتمالا پدر و مادرم مخالفت می‌کنند، صحبت با این‌ها با خود شما و دیگه این‌که من می‌خوام بدون مهریه ازدواج کنم. شما وقتی می‌روید پدرم رو راضی کنید، مهر تعیین نکنید.»

مهریه همسر شهید باکری اسلحه کلت او بود. همسر شهید جهان آراهم یک سکه طلا به عنوان مهریه خود درخواست کرد.

مهریه به سبک خارجی ها

وضعیت مهریه در کشورهای مسلمان دیگر، از ایران بهتر است. شاید بتوان گفت ایران تنها کشور اسلامی است که با وجود تاکید صریح اسلام بر تناسب مهریه با دارایی مرد، چشم و هم چشمی را جایگزین اصول و قواعد دینی کرده است. میانگین نرخ مهریه در عربستان حدود ۱۴ هزار دلار است. در هند این نرخ از ۱۰۰ هزار تا یک میلیون و پانصد روپیه متفاوت است. در کشور آذربایجان میانگین نرخ مهریه ۲ هزار منات است و مردم ترکیه هم رقمی حول و حوش ۳۵هزار لیره مهریه دارند. در کشور چین به خصوص منطقه ارومچی، نرخ مهریه چیزی در حدود ۱۰۰ هزار یوآن است. مردم عمان هم به طور میانگین حدود ۱۰هزار ریال مهر تعیین می کنند.


برچسب‌ها: مهريه, هديه ازدواج, زنان, شرايط ازدواج, چشم وهم چشمي, اسلام واديان
[ جمعه 22 اردیبهشت1391 ] [ 0:12 ] [ mohammadrezal ]
از خود بپرسید: « کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می‌گذارد؟ پاسخی که به این سؤال می‌دهید را به عنوان یک هدف بنویسید و برای آن …

از خود بپرسید: « کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می‌گذارد؟ پاسخی که به این سؤال می‌دهید را به عنوان یک هدف بنویسید و برای آن یک ضرب العجل تعیین کنید.
b17ec8c8c2fa04d13efa2b58d9ff29e1 با ۴ کلید در شغل تان موفق شوید
چهار کلید موفقیت شغلی وجود دارد که می‌تواند شما را به شخص با ارزش تری تبدیل کند، توانایی‌های شما را مؤثرتر عرضه می‌کنند و شما را در حرفه خود با سرعت بیشتر به موفقیت برساند.
سایتی در این مورد نوشته است : تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمرکز چهار کلید موفقیت شغلی هستند.۱ ــ تخصص
تخصص عبارت است از توانایی شما در بکار بستن استعدادتان آن هم در قسمتی حیاتی که برای کمپانی شما یا مشتریانتان ارزشمند است. انتخاب این قسمت که در چه زمینه ای تخصص داشته باشید در موفقیت بلند مدت شما بسیار را تعیین کننده است. شما در چه زمینه‌ای تخصص و مهارت دارید؟

۲ - تمایز
تمایز عبارت است از این که چگونه خود را در یک یا چند زمینه که تخصص دارید یا کارایی شما بهتر است برتری خود را نشان دهید. توانایی شما در متمایز کردن خود براساس کیفیت کار بالا بسیار مهم و کانون فعالیت شغلی شماست. همانطور که یک سازمان باید حداقل در یک زمینه برتری داشته باشد تا رونق لازم را پیدا کند، شما هم به عنوان یک فرد باید حداقل در یک زمینه کاری برتر باشید.
اگر از کارفرما یا کارمندان شما درباره شما بپرسند: « برتری او در چه زمبنه ای است؟ » آنها چه جوابی در مورد شما خواهند داد؟ در کدام قسمت کار شما برجسته هستید؟ چه کاری را بهتر از هر کسی انجام می دهید؟ چه کاری را اگر شما انجام دهید سود زیادی نصیب سازمان شما می‌شود.
اگر تاکنون در حرفه خود یک زمینه را مشخص نکرده اید تا در آن بهترین باشید، باید زودتر اقدام کنید. به توانایی خود و احتیاجات سازمان و مشتریان خود توجه داشته باشید چگونه باید باشد؟ چگونه می توانست باشد؟ نقشه شما برای تبدیل شدن به فردی برجسته در حرفه خود چیست؟ و چگونه میزان برتری خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در یک زمینه کاری اندازه می‌گیرید؟ این اندازه‌گیری استاندارد شما را برای کارایی نشان می‌دهد. بهترین بودن در یک زمینه مهم از شغل و حرفه شما بیشتر از هر چیزی به پیشرفت شما کمک می‌کند.

۳ – تقسیم بندی 
تقسیم بندی عبارت است از توانایی شما در مشخص کردن افراد و سازمانهایی که سود بیشتری برای شما دارند. نحوه کار بدین صورت است که شما به طور واضح مهمترین مشتریان خود را مشخص و برای جلب رضایت این گروه خاص از مشتریان تصمیم‌گیری می‌کنید.
اغلب شما می توانید خط مشی شغلی خود را با توجه به نیاز مشتریان مهم برای ساختن آینده تغییر دهید.

۴ - تمرکز 
تمرکز عبارتست از توانایی شما در تمرکز ذهنی برای روی خدماتی است که برای آن شخص یا سازمان اهمیت دارد.

این چهار استراتژی ( تخصص، تمایز، تقسیم بندی و تمرکز ) نقطه کانونی حیاتی برای رسیدن به دستاوردهای فوق‌العاده در سازمان و حرفه شماست.

از خود بپرسید: « کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقویت کنید بیشترین اثر مثبت را در حرفه شما به جا می‌گذارد؟ پاسخی که به این سؤال می‌دهید را به عنوان یک هدف بنویسید و برای آن یک ضرب العجل تعیین کنید. برای خود طرح و نقشه داشته باشید و برای رسیدن به هدف پر تلاش باشید تا بر آن نائل شوید. این کلید واقعی رسیدن به موفقیت شغلی است.


برچسب‌ها: موفقيت, شغل, زندگي, مهارت
[ شنبه 9 اردیبهشت1391 ] [ 7:55 ] [ mohammadrezal ]

محققی در منطقه هیمالیا موفق به عکاسی از گونه ای از پروانه بیدی با نام “آتاکوس” یا “اطلس” شده است که به عنوان بزرگترین پروانه بید در جهان معرفی شده است.
این پروانه شگفت انگیز که توسط محققی به نام “ساندش کادور” در شرق منطقه هیمالیا مشاهده شده است، طول بالهایی برابر ۲۵ سانتیمتر دارد.
کادور که این پرانه را حشره ای غول پیکر می نامد تایید می کند که زمانی پروانه بالهایش را از هم باز کرد درست مانند این بود حشره قصد حمله دارد و حالتی دفاعی به خود گرفته است.
کادور پس از غلبه بر ترس خود به حشره نزدیک شده و عکسبرداری از آن را آغاز کرد. با این همه حقیقت این است که این پروانه غول پیکر با وجود ابعاد بزرگی که دارد کاملا بی خطر است.
دلیل انتخاب نام اطلس برای این حشره الگوهای رنگارنگی است که بر روی بالهای آنها دیده می شود و یادآور نقشه های رنگارنگ جغرافیایی است. طول عمر این بیدها حداکثر دو هفته است، این حشرات که پرنده هایی ناپایدار هستند برای پرواز به مناطق دوردست نمی روند و تنها هدف آنها در طول زندگی شان به عنوان یک پروانه بید، تولید مثل است.

بیدهای اطلس در جنگلهای گرمسیری جنوب شرق آسیا یافت می شوند و در مجمع الجزایر “مالای” به وفور دیده می شوند. کرم این پروانه برای داشتن بالهایی به این وسعت، باید برای بیش از ۶ هفته به صورت ثابت به خوردن ادامه دهد.
محققان بر این باورند الگوی ترسناک روی بالهای این حشره برای ایجاد هراس در دل شکارچیانی است که فکر شکار بیدها را در سر می پرورانند، رنگهای به کار گرفته شده در بالهای این پروانه های بزرگ به صورت زیرکانه ای مشابه رنگ بدن جانداران سمی در طبیعت است.
ظاهر این حشره به اندازه ای جالب توجه است که چینی ها این حشره را “بید کله ماری” می نامند زیرا سر بالهای این بید به سر خزنده ها شباهت دارد
برچسب‌ها: پروانه ها, دنياي شگفت انگيز, طبيعت
[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 8:13 ] [ mohammadrezal ]

هر کسی خواب و رویا می‌بیند و گاهی هم اینها شبیه کابوس هستند چه پس از خواب به یاد بیاوریم و چه به یاد نیاوریم. محققین دریافته اند که اکثر کابوسها و خوابهایی که افراد می‌بینند شبیه هم بوده و تعابیر مشترک دارند. در اینجا رایجترین خوابها و کابوسهای بین مردم را که از سوی موسسه جهانی تحقیقات خواب منتشر شده، مرور می‌کنیم.

۱ – خرابی اتومبیل و هر نوع وسیله نقلیه
در این نوع از خواب دیدن، شما در کنار و یا در داخل یک نوع اتومبیل یا هر نوع وسیله نقلیه دیگری که از کنترل خارج شده و یا هر نوع مشکل دیگری برایش پیش آمده (در حین حرکت) هستید. برای مثال شاید ترمزها بریده باشند، کنترل فرمان از دستتان خارج شده باشد و یا اینکه رودرروی یک صخره بوده یا حتی با آن تصادف کرده اید. شما می‌توانید راننده و یا سرنشین یا در کنار اتومبیل باشید. این نوع خواب فقط برای افرادی که راننده هستند یا رانندگی یاد دارند اتفاق نمی‌افتد بلکه برای همه ممکن است اتفاق بیفتد.
تعبیر : این نوع خواب معمولا نشان دهنده یک نوع احساس ضعف و ناتوانی در برابر مساله ای در زندگی بوده و یا اینکه شما به زودی تصادف خواهید کرد !

۲ – دستگاه های معیوب
در کابوس دستگاههای معیوب، شما تلاش بر این دارید که با دستگاهی که خراب یا معیوب است کار کرده و کنترل آنرا بدست بگیرید و گاهی شاید این دستگاه یا وسیله کار کند ولی نتیجه مورد انتظار شما را ندهد. بیشتر حالتهای این نوع خواب، کار با تلفن است که شامل شماره گیری اشتباه، قطع شدن ارتباط تلفنی، ناتوانی در شماره گیری و همچنین مشکلات متعدد در زمینه کار با اینترنت و هرچیزی نظیر اینترنت است. همچنین ممکن است شما با یک دستگاه داغون و بهم ریخته روبرو شوید(عکس).
تعبیر : شما احساس دوری از حقیقت و واقعیت را داشته و یا اینکه یک قسمت از بدن یا فکر شما آنطور که باید کار نمی‌کند همچنین در مواقعی که در مورد ارتباط برقرار کردن با دیگران دچار مشکل شویم، ممکن است دچار اینگونه خواب شویم.

۳ – گم شدن و در بند افتادن (زندانی شدن)
گم شدن در خواب نمایانگر تضاد در تصمیم گیری در مورد پاسخ به یکی از فرایندهای زندگی روزمره است. در این نوع کابوس شما در تلاش برای پیدا کردن راهی در یک منطقه وسیع، باغ و بیابان، خیابانهای شهر، ساختمانهای بزرگ و هر چیز دیگری شبیه به اینهاست حالت دیگر این خواب هم گرفتار و گیر افتادن در زندان، تار عنکبوت، اسیر شدن در قبر و کلا عدم توانایی در حرکت و آزاد شدن است.
تعبیر : این نوع کابوس نشانگر عدم توانایی در تصمیم گیری و انتخاب راه درست و بین دوراهی ماندن است.

۴ – به دنبال وسیله نقلیه عمومی‌دویدن
در این نوع رویا شما در تقلا برای رسیدن یا سوار شدن به اتوبوس، قطار، هواپیما و … می‌باشید اما به آن نرسیده یا در یک لحظه ناپدید میشود. جدای از احساس ترس در این نوع خواب شما احساس نا امیدی و شکست خوردگی می‌کنید همچنین نوع دیگر این خواب این است که شما برای شرکت در یک برنامه مهم مثلا مسابقه ورزشی دیر رسیده و آنرا از دست داده اید که البته نوع اول رایج تر است.
تعبیر : از دست دادن شانس یا موقعیتی خوب در زندگی، مثلا شغل خوب یا خانه مناسب و همچنین تقلا و تلاش برای گرفتن تصمیم مناسب برای ایجاد موقعیتی مناسب در زندگی از تعبیرهای این نوع خواب است.

۵ – رد شدن در امتحان
این خواب معمولا برای کسانی که مدتی از مدرسه اخراج شده و یا ترک تحصیل نموده اند اتفاق می‌افتد. در این نوع خواب شما به حالات و شرایط مختلف از شرکت در یک امتحان منع شده و یا شانس قبول شدن در آنرا از دست می‌دهید. مثلا دیر به جلسه می‌رسید، توانایی پاسخ به سوالات را ندارید، مداد و قلم به همراه ندارید و … .
تعبیر : این نوع رویا نشانگر آن است که شما احساس قرار گرفتن در حیطه آزمایش در زندگی واقعی خود را دارید. ولی آمادگی موفقیت در این آزمایش را نداشته و یا در حال انجام عملی اشتباه هستید.

۶ – مرگ و مریضی
در این نوع کابوس شما خودتان یا یکی از افرادی که خیلی دوستش دارید را در حالت مریضی، جراحت و یا مرگ می‌بینید. این نوع رویا معمولا با خوابی آرام همراه است که بیشتر به خاطر مریضی و عدم سلامتی جسمی‌بوجود می‌آید. در حالتی که در زندگی واقعی مریض هستید اگر از لحاظ روحی نیز مریض بوده و یا ترس از مریضی داشته باشید نیر ممکن است از این نوع رویا ببینید. همچنین در این نوع خواب ممکن است کسی را درحال وصیت کردن ببینید.
تعبیر :
الف )مرگ : دراز شدن عمر، قطع رابطه با فرد دیده شده یا از دست دادن وی.
ب ) مریضی : احتمال وجود خطر برای فرد دیده شده، آرزوی قطع رابطه با وی

۷ – تعقیب و گریز
خواب دیدن اینکه عده ای یا شخصی به دنبال شماست می‌تواند تجربه ای بسیار خوفناک باشد. فرد تعقیب کننده معمولا یا موجودی وحشتناک است و یا انسانی ترسناک و همچنین حیوانات مختلف. جالب اینجاست که این نوع کابوس بیشترین آمار را در بین کابوسهای دیگر دارا می‌باشد.
تعبیر : معنی این نوع کابوس این است که شما در زندگی واقعی از موضوعی ترسیده و یا احساس وحشت می‌کنید. همچنین این نوع خواب به واسطه یک موضوع مهیب و تاثیر گذار (منفی) که قبلا در زندگی برایتان پیش آمده دیده می‌شود.
راه درمان : اینکه از خودتان بپرسید چه کسی یا چه چیزی در زندگی برای من ترسناک بوده و مانند یک غول بی شاخ و دم نمایانگر می‌شود؟ مثلا بعضی افراد پاس کردن چکهایشان مانند غولی بی شاخ و دم ایجاد وحشت برایشان می‌کند! یا بعضی دیگر قطع شدن ارتباط اینترنت به واسطه قطع شدن کابل ته دریا!

۸ – دندان !
دندان در خواب دیدن از خوابهای بسیار رایج است که بعضی اوقات می‌بینید که دهان خود را باز کرده و دندانهایتان یکی یکی شروع به افتادن می‌کند. (البته این می‌تواند به دلیل مشکلات دندان بوده و یا هرچیزی که به دهان و دندان مربوط می‌باشد.) همچنین می‌بینید که یکی از دندانها دچار مشکل شده و لق است که کلاً این نوع خواب پریشان بوده و نیز خود پریشان کننده است ولی باز هم معنی و تعبیر دارد.
تعبیر : رایجترین تعبیر ممکن این است که از اینکه فردی منزوی و غیر قابل نفوذ در مردم باشید می‌ترسید. تعبیری دیگر این است که احساس شرم و خجالت و عدم توانایی در ایجاد تعاملات اجتماعی بر شما غلبه کرده است.

۹ – عریان بودن
در این نوع خواب شما می‌بینید که عریان یا نیمه عریان هستید و یا اینکه لباس نا مناسبی به تن دارید. (مثلا در محل کار پیژامه پوشیده‌اید) بیشتر شما باعث جلب نظر فرد یا افراد دیگر می‌شوید. این نوع خواب معمولا نتیجه خجالت و شرم و حیاست ولی معنی آزادی عمل در مورد مسائل مختلف را نیز می‌دهد.
تعبیر : این رویا نتیجۀ احساس بی پناهی، آسیب پذیری و ترس از اینکه دیگران از آنچه که نباید در مورد شما بدانند ولی مطلع هستند (مانند مسائل بسیار شخصی و اسرار) سرچشمه میگیرد. نکته قابل توجه این است که این خواب بیشتر توسط افرادی که درگیر مسائل عروسی و ازدواج هستند دیده می‌شود.

۱۰ – سقوط کردن و افتادن
احتمالاً همه ما تجربه سقوط و افتادن در خواب را داشته ایم و در بیشتر مواقع پس از سقوط و افتادن (از بلندی) مرده ایم. همچنین شاید در هوا معلق شده و بسیار وحشت کرده باشیم و یا اینکه در آب غرق شده باشیم.
تعبیر : این رویا معمولا در مواقعی دیده می‌شود که ما احساس خطر و ناامنی در زندگی کرده و یا ترس از عدم وجود پشتیبانی دیگران وجود ما را فرا گرفته. شاید هم بر روی موضوعی بسیار تمرکز کرده و پس از فکر بسیار خود را در برابر آن موضوع تسلیم کرده و منصرف از انجام آن شده ایم.
راه درمان : اگر این نوع خواب ما را اذیت کرده و بیشتر اوقات با آن شب را به روز می‌رسانیم بهتر است موقعیت کنونی خود را ارزیابی کرده و مسئله ای را که اینقدر فکر ما را مشغول کرده را باز کرده و زوایای مختلف آنرا یک به یک حل نماییم.


برچسب‌ها: شب, کابوس, استرس, خواب بد, دانستنی خواب
[ یکشنبه 20 فروردین1391 ] [ 23:44 ] [ mohammadrezal ]
[ جمعه 4 فروردین1391 ] [ 10:1 ] [ mohammadrezal ]

امام صادق(ع) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند: چرا دو چشم، مانند بادام است؟ چرا بینی میان چشم‌هاست؟چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟چرا لب و سبیل بالای دهان است؟چرا مردان ریش دارند؟...

 با گذشت 1400 سال از پیدایش اسلام در حالی که دانشمندان به بسیاری از علوم واقف هستند اما هنوز هم بسیاری از این علوم برایشان ناشناخته است و نکته جالب توجه اینجاست که ائمه معصومین (ع) بسیاری از سوالاتی را که هم اکنون دانشمندان و محققان جهان، توانایی جوابگویی به آنها را ندارند، پاسخ داده‌اند.

 ربیع حاجب می‌گوید: روزی طبیبی هندی در مجلس منصور کتاب طب می‌خواند، در حالی که امام صادق(ع) در آنجا حضور داشت، چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم(ع) گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: «نه، زیرا آنچه من می‌دانم از دانش تو بهتر است.» طبیب پرسید: تو از طب چه می‌دانی؟ حضرت فرمود: «من حرارت را با سردی و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشکی و خشکی را با رطوبت درمان می‌کنم و مسئله تندرستی را به خدا وا می‌گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر(ص) را به کار می‌برم که فرمود: «شکم، خانه درد است و پرهیز، درمان هر دردی است و تن را به آنچه خوی گرفته، باید عادت داد.»

طبیب گفت: طبّ جز این چیزی نیست. امام گفت: «می‌پنداری که من این دستورها را از کتاب‌های بهداشتی یاد گرفته‌ام؟ طبیب گفت: آری، امام فرمود: من اینها را از خدا فرا گرفته‌ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت: البته من. امام(ع) فرمود: اگر این چنین است من از تو پرسش‌هایی می‌پرسم، تو پاسخ بده. طبیب گفت: بپرس.
امام صادق(ع) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
چرا جمجمه سر چند قطعه است؟
چرا موی سر بالای آن است؟
چرا پیشانی مو ندارد؟
چرا در پیشانی، خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالای چشم است؟
چرا دو چشم، مانند بادام است؟
چرا بینی میان چشم‌هاست؟
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شکن، بلند است؟
چرا کف دست‌ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شش دو تکه است و در جای خود حرکت می‌کند؟
چرا کبد (جگر) خمیده است؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا می‌گردند؟
چرا گام‌های پا میان تهی است؟
طبیب هندی در پاسخ به تمامی پرسش‌های بالا گفت: نمی‌دانم.
امام فرمود: من علت اینها را می‌دانم. طبیب گفت: بیان کن.
امام فرمود: جمجمه به دلیل اینکه میان تهی است، از چند قطعه، آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران می‌شد، بنابراین چون چند قطعه است، دیرتر می‌شکند.
مو در قسمت بالای سر است، چون از ریشه آن روغن به مغز می‌رسد و از سر موها که سوراخ است، بخارها بیرون می‌رود و سرما و گرمایی که به مغز وارد می‌شود، دفع می‌شود.
پیشانی مو ندارد، برای آنکه روشنایی به چشم برسد.
خط و چین پیشانی نیز عرقی را که از سر می‌ریزد، نگه می‌دارد تا وارد چشم‌ها نشود و انسان بتواند آن را پاک کند، مانند رودخانه‌ها که آب‌های روی زمین را نگهداری می‌کنند.
ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه کافی به آنها برسد، ای طبیب، نمی‌بینی وقتی شدت نور زیاد است، دست خود را بالای چشم‌ها می‌گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم‌هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری کند؟!
بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم کند.
چشم‌ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی‌شد و دوا به همه جای آن نمی‌رسید و بیماری چشم درمان نمی‌شد.
خداوند سوارخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین می‌آمد و نه بوی چیزی را در می‌یافت.
سبیل و لب را بالای دهان آفرید، تا فضولاتی را که از مغز پایین می‌آید، نگه دارد و خوراک و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آنها را از آلودگی پاک کند.
برای مردان محاسن (ریش) را آفرید تا نیازی به پوشاندن سر نداشته باشند و مرد و زن از یکدیگر مشخص شوند.
دندان‌های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد و دندان‌های آسیاب را برای خرد کردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان‌های آسیاب را مانند ستونی که در بنا به کار می‌رود، استوار کند.
دو کف دست را بی‌مو آفرید تا لمس کردن با آنها صورت گیرد، اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می‌کشید به خوبی آن را حس نمی‌کرد.
مو و ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست، اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود.
قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریک قرار داد تا در ریه‌ها در آید و از باد زدن، ریه خنک شود.
کبد را خمیده آفرید تا شکم را سنگین کند و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود.
خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود و به همین علت حرکات وی میانه است و اگر چنین نبود، در راه رفتن می‌افتاد.
پا را از سمت زیر و دو سوی آن، میان باریک ساخت، برای آنکه اگر همه پا بر روی زمین قرار می‌گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می‌شد، سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد، کودکی آن را بر می‌گرداند و هر گاه بر روی زمین بیفتد، مردی قوی به سختی می‌تواند آن را بلند کند.
آن طبیب هندی گفت: اینها را از کجا آموخته‌ای؟ امام(ع) فرمود: «از پدرانم و ایشان از پیامبر(ص) و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار که مصالح همه اجسام را می‌داند.» طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگاری.


برچسب‌ها: طبيب هندي, امام صادق
[ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 23:50 ] [ mohammadrezal ]
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم
یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !

 

مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !
به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.
میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳فوتبال داره!
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین،
میگه بال مرغ؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !
___________________

مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم !

________________
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!

________________
سر سفره عقد ، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نـَـ پـَـ  متهمی !

________________

 

 

به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!
پ ن پس مستحبه !!

________________

 

 

همسایمون عروسی داشتن
دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟
پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !

________________

 

 

رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!
میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!

________________
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!

________________
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟
پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه !

________________
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه
قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسید من دیلیوریشم…

________________

به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود
کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد… !

________________
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیروایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَپَــــ… گربه اس باباش
مرده ریش گذاشته!

________________
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم
از مامان بچه شاباش بگیرم!!

________________
بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیااومده با کلی ذوق به بابام
نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!! میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان
از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!

________________
آهنگ اندی تو ماشین گذاشتم دوستم میگه اندیه ؟
پَـــ نَ پَـــ داریوشه,داره خودشو لوس میکنه بخندیم !

________________
تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده
پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو !

________________
تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم !
طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !

________________

 

 

استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد !

________________
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟
پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !

________________
ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه ؟
میگم پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!

________________
به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه

________________
رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت !

________________
شنگول سگشو میبره دامپزشکی منشی میگه سگت مریضه ؟
شنگول:پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گف من اینجا آشنا دارم بیا بریم دکتر ببینتت !

________________
پشت در اتاق عمل وایستادم منتظر دکترم که برم برای زایمان
پرستاره اومده نگام میکنه میگه زاءو شمایی؟…
میگم پـَـ نـَـ پـَـ خواهرمه.. ترسیده منو فرستاده جاش!

________________
تو اتوبوس از رو صندلی پا شدم جامو بدم یه پیرمرده میگه پا شدی من بشینم؟
پـَـ نـَـ پـَـ پا شدم با میله های اتوبوس استریپ تیز برقصم شما مسافرا تا مقصد حال کنین

________________
ساعت ۸ صبح کلاس داریم .منم خمیازه میکشم و دهنم یه متر باز میشه .
استاد میگه چیه خوابت میاد؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام بخورمت

________________

 

 

تو ایستگاه متروی آزادی یکی ازم پرسید اینجا آخرشه؟ منم گفتم پـَـ نـَـ پـَـ نیم
ساعت برای ناهار و نماز نگه داشته بعد دوباره راه میوفته

________________
دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم
میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟
پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها !

________________
دارن گوسفندرو قربونی میکنن … یه آفتابه آوردن که بش آب بدن
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره !

________________
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی…!

________________
تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !

________________
شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم
به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟
میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم !

________________
تصادف کردم، زنگ زدم ۱۱۰ … پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!
گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت !

________________
یارو با ۱۶۰ تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده ۲۰ متر اونطرفتر افتاده زمین
هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره !

________________
بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم
میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟
پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم
الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم !

________________
یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید
تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!
پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !

________________
رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون
داداشم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه!

________________

 

 

 

دارم تو خونه رو ترد میل میدوام بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی ؟؟
پَـــ نَ پَـــ کلاسم دیر شده عجله دارم !

________________
مادر دانش آموزِ اومده مدرسه….معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین
میگه تو خونه؟….پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی
(اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !)

________________
خوابیدم.!!
سره کلاس دستمو بردم بالا سوال کنم.استاده میپرسه سوال داری؟؟؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بینم کولر باد میده یا نه که خداروشکر حل شد!!

________________
تو توالت بودم و تو حال خودم.. یک هو یکی محکم زد به در …. گفتم بله ..
دیدم داداشمه میگه اه تو اونجایی !!! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ این صدای منشی توالته ..
لطفا بعد از شنیدن بوق بفرمایین داخل

________________
وسط جاده خلخال زنجان پنچری ماشینمو می گرفتم یه آقاه رسید گفت پنچر شدی؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ لاستیکم گرمش شد در آوردم هوا بخوره!!

________________
نشستیم داریم “سقوط آزاد” میبینیم ، داداشم میگه این دریا ئه واقعا کیشه؟؟؟
پـَـ نـَـ پـَـ دارن اسکلمون میکنن … شهرک سینمایی رو آب کردن

________________

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند. گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند.
پـَـ نـَـ پـَـ کچلی را بگرفتند و سرش شانه زدند!!!

________________
اومدم یه سوسکو تو آشپزخونه بکشم … رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟
گفتم پـَـ نـَـ پـَـ می خوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه رو شریکی بدیم

________________
من : سلام علی خوبی ؟ علی : سلام ،شما ؟ من : آرمینم . علی : اٍ
آرمین تویی ؟ من : پـَـ نـَـ پـَـ  راهنمای ۴۷۳ ، بفـــرمائید!

________________
بچه رو از بیمارستان آوردیم خونه بعد خوابوندیمش
فک و فامیل اومدن عیادت. یکی میگه ای جان بچه خوابه؟

پـَـ نـَـ پـَـ گذاشتیم شارژ بشه آخه گفتن اولش که میخواین

شارژ کنین چند ساعت خاموشش کنین!

________________
رفتم سوپر مارکت میگم اقا ببخشید یه لامپ۱۰۰محبت کنین

اورده تست کرده میگه میبری؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ همین جا میخورم!

________________
((پایان))


برچسب‌ها: جديدترين پ ن پ
[ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 10:13 ] [ mohammadrezal ]
آدم بعضی وقتها دلش میخواهد بنویسد و حسابی هم موضوع داغ و جالب برای نوشتن هست اما هر جور فکر میکند که بنویسد یا ننویسد؟ این مواقع آدم اینجوری  میشود! همین ایده موجب شد در مورد توصیفات کامل خندانکهای یاهو مسنجر یا همان Emoticon ها و توان بیان وضعیت کاربران اینترنت و بلاگرهای ایرانی بنویسم. از هیچی که بهتر است! نه؟

اما کاربردهای اصلی خندانکهای یاهو مسنجر:

۱-وضعیت کلی کاربران اینترنتی ایران با توجه به کیفیت و سرعت اینترنت=

۲-وضعیت کاربران ایرانی شاکی از کندی اینترنت در زمانهای خاص و فیلترینگ فله ای!=

۳-وقتی بلاگری میخواهد وارد بلاگ خودش بشود و می بیند فیلتر شده است!=

۴-وضعیت کاربران ایرانی وقتی موفق به عبور از فیلتر  (زبانم لال!) می شوند!=

۵-وقتی منتظر رسیدن ساعت دانلود رایگان هستند=

۶-وقتی یک نرم افزار ۱۰۰۰ دلاری را کرک میکند و مورد استفاده رایگان قرار می دهند=

۷-وقتی همینجوری کاملاً اتفاقی به یک مطلب بالای ۱۸ سال برخورد می کنند!=

۸-وقتی همزمان دارند با چند نفر چت میکنند=

۹-وقتی سرعت اینترنت را در بلاد کفر می بینند!=

۱۰-وقتی کتابهای درسی را باز میکند=

۱۱-کسری از ثانیه بعد از بستن کتاب و ورود به فیسبوک=

۱۲-وقتی مزخرفات پ نه پ دیگران را میخواند و خودش هم چند پ نه پ سر هم می کند=

۱۳-وقتی یک پ نه پ خطرناک و سیاسی می بینند!=

۱۴-وقتی در حال بازدید از سایتهای همیشگی خود هستند و مادرشان و یا بدتر همسرشان از راه میرسد!=

۱۵-وقتی توجیهات صد من یک غاز مسئولان در مورد برخورد لنگر کشتی و جویدن فیبر نوری توسط کوسه ها را می شنوند!=

۱۶-وقتی یک فایل سنگین را با سرعت زپرتی دانلود می کنند=

۱۷-وقتی پاسخ مسئولان محترم را در نهایت احترام می دهند!=

۱۸-وقتی وی پی ان و فیلترشکن مجانی پیدا می کنند!=

۱۹-وقتی موقتاً سیستم فیلرینگ از کار می افتد و همه سایتها در دسترس هستند=

۲۰-وقتی در اینترنت با یک دختر که عکس یاهوی زیبایی دارد آشنا می شوند=

۲۱-وقتی عاشق می شوند و از زندگی و درس و همه چیز می افتند!=

۲۲-وقتی فکر کردن همینجوری دارند تریپ لاو می ترکونند!=

۲۳-وقتی دارند امکانات و موفقیتهای خودشان را صادقانه توضیح میدهند!=

۲۴-وقتی شکست عشقی میخورند!=

۲۵-وقتی میفهمند که آن دختر در یاهو مسنجر در واقع پسر عمه خودش بوده است!=

(تازه کلی شارژ ایرانسل و …هم واسش خریده بوده!!!)

۲۶-وقتی شایعه ملی شدن اینترنت را می شنود!=

۲۷-وقتی خبر شیرین ملی شدن اینترنت به گوشش میرسد!=

۲۸-وقتی به اینترنت ملی ابراز علاقه می کند=

۲۹-وقتی پیشنهاد استفاده از تبیان به جای فیسبوک میرسد!=

۳۰-وقتی یک ایمیل یا اس ام اس اشتباهی برای کسی ارسال می شود و خیلی هم خفن است!=

۳۱-وقتی آنقدر علاف بوده اند که تا اینجای نوشته را خوانده اند!=

[ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ 10:30 ] [ mohammadrezal ]

يكي از متداول ترين و رايج ترين افسانه هاي فرهنگي امروزي كه از دير باز به سبب بد فهمي و كژ فهمي در اذهان مردم به ويژه ما ايرانيان پاك نژاد جاي خوش كرده است، اين است كه تصور مي كنيم كسي يا چيزي در جايي به نحوي سرنخ هاي سرنوشت و مسئوليت زندگي ما را به دست گرفته و هر گونه كه تمايل دارد يا بر اساس سناريويي كه از روز ازل برايش نوشته اند آنرا مي چرخاند و بازي گرداني مي كند.

اما در واقع اين حقيقت ندارد  حقيقت اين است كه فقط يك نفر مسئول كيفيت وكميت زندگي شماست و آن شخص كسي نيست جز شخص شخيص شما !!

اگر مي خواهيد كه در زندگي فرد موفقي باشيد كه حتماً هم همينطور است، گام نخست و نخستين مهارت اين است كه مسئوليت صددرصدي زندگي خود را در هر سطح و زمينه اي خود عهده دار شويد.

ما بيشتر عادت كرده ايم علت وقايع ناخوشايندي كه در زندگيمان رخ مي دهد را به چيزي در خارج از خودمان نسبت بدهيم.

به چيزهايي مثل والدين ، معلمين، مربي ها، دوستان، رؤسا، رسانه  ها، همكاران، ارباب و رجوع  ، همسر، آب  وهوا، اقتصاد بيمار، ستاره بخت واقبال و بي پولي. كلاً هر كسي يا چيزي كه بتوان  برچسب تقصير به آن زد را مقصر قلمداد مي كنيم و هيچ وقت نمي خواهيم قبول كنيم و ببينيم كه مشكل واقعي خود ما  هستيم!!

 

از شما سوال مي شود : آيا حاضريد مسئوليت كامل زندگي خود را به عهده بگيريد؟

اگر پاسخ شما ”گمان مي كنم“ و يا از اين قبيل باشد، بايد عرض كرد كه حاضر نشده ايد اين كار را بكنيد.

اين پرسش يك جواب صريح داشت :  ”بله“ يا ”خير“

 

يك سوال ديگر : آيا تا به حال بابت بروز يك وضعيت خاصي در زندگي خود كسي را مقصر قلمداد كرده ايد؟

اگر پاسخ شما از قبيل  ”آره، حدس مي زنم ” و مشابه آن باشد به اين معني است كه شما مسئوليت صد در صد زندگي خود را بر عهده نگرفته  ايد.

پذيرفتن صد درصد يعني خودتان خالق آن وضعيت هستيد. يعني اينكه درك مي كنيد كه علت همه تجارب بدست آمده از خوب و بد خودتان است.

باز هم يك سوال ديگر: آيا مي دانيد پيش نياز خلق زندگي به دستان توانمند خود چيست؟ به اين سوال نيازي نيست جوابي دهيد بلكه بدقت بخوانيد:

براي خلق زندگي به دستان خودتان بايد از مقصر شمردن ديگران و گله و شكايت كردن از عوامل بيروني دست برداريد. بابت رويدادهاي زندگي تان كسي را به جز خودتان مقصر ندانيد. اين را باور كنيد و اول خود را بسازيد.

اگر مي خواهيد آينده را آنگونه كه تمايل داريد بيآفرينيد، بايد اين باور را داشته باشد كه وضعيت فعلي را خود بوجود آورده ايد.

تا اين را قبول نكنيد و درك نكنيد قادر نخواهيد بود تسلطي بر آينده خود داشته باشيد.

اگر گاهي اوضاع بر وفق مراد شما پيش نرفت از خودتان سئوال كنيد چرا؟ و بعد علت را فقط در خودتان جستجو و پيدا كنيد. مطمئن باشيد به پاسخ درست مي رسيد و منبعد و به مرور زمان، راه را از چاه تشخيص داده، جريان امور را به ميل خود خواهيد ساخت. تعيين خواهيد كرد كه چه بشود
[ شنبه 29 بهمن1390 ] [ 8:48 ] [ mohammadrezal ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خوش امديد
امکانات وب